جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

101

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

فصل سوم از لندن به عشق‌آباد بعد از مغرب زمين كه خورشيد در آن ناپديد مىشود رو به مشرق مىروم ، سوار باد شده‌ام و هنوز اعمالى را كه بر روى اين كرهء ارض آغاز شده است آشكار مىسازم . شكسپير ( هانرى چهارم قسمت دوم ) از پاريس به قسطنطنيه - در اواخر سپتامبر 1889 از پاريس بوسيلهء اريان - اكسپرس عزيمت نمودم . اين خطآهن پس از عبور از پست ( بوداپست ) از راه بلگراد و صوفيه و ادرنه به قسطنطنيه مىرسد . در صربستان و بلغارستان و تركيه سرعت سير آن فقط از حالت خزيدن سريعتر مينمود باوجوداين سر وقت به مقصد رسيديم . ترديدى نيست كه مسافتى كه حالا در عرض 69 ساعت و نيم طى مىشود كه من قبلا هم تحت همين شرايط خشم‌آور پيمودم ، ممكن است شش تا هشت ساعت زودتر طى شود ، ولى اين پيشنهاد در گوش سنگين مديران كمپانى مسافرتى اثرى ندارد . دردسرهاى ورود به اسلامبول و عزيمت از آنجا كاملا روشن است و كاسهء صبر و بردبارى بسيارى از مسافران را لبريز كرده است اما وصف گرفتارى پياده شدن از كشتى كه با پرداخت رشوه امكان تخفيف آن هست در مقام مقايسه با بازرسىهاى گمركى كه علاوه‌بر رفتار بىادبانه و خشونت‌آميز كه فقط از عهده مأموران گمركى تركيه در ايستگاه جديد التأسيس اسلامبول ساخته است چيزى عمده بشمار